![]() |
![]() |
|
| مهربان تر از نسیم، پرخروش تر از رود، مغرورتراز کوه |
|
فردا میرم پیش پرنیان زیبا و نازنینم
این روزا خیلی اتفاقات افتاده ولی متاسفانه فرصتی برای نوشتن نیست. . اوضاع خیلی خوبه ولی دیگه هرچی انرژی ته تهای بدنم هست رو دارم مصرف می کنم . . . خیلی خوبه که آدم جوری زندگی کنه که از روزهای رفته پشیمون نباشه . ولی برای این کار لازمه خیلی زحمت بکشه و حواسش خیلی جمع باشه . مسیر زندگی آدمها اتفاقی نیست ولی باور دارم که وقتی چیزی رو می خوای ، وقتی با تمام وجودت اونو می خوای ، برات فرستاده میشه. راندا برن توی کتاب راز می نویسه این قانون جذب است. یعنی اینکه تو به کائنات اعلام می کنی که چی می خوای و خواسته تو توی فضا منعکس میشه و برات ارسال میشه. بارها پیش اومده برای ما که چیزی رو می خواهیم و بدستش میاریم بدون اینکه واقعا خیلی زحمت کشیده باشیم. فقط زیاد بهش فکر می کنیم و یادمونه که اون چیز رو می خواهیم. من همیشه این قضیه رو اینجوری برای خودم توضیح می دادم . البته هنوز هم همین کار رو می کنم ولی از بعد از خوندن کتاب راز باورم نسبت به نیروی ذهنم بیشتر شده. در واقع بشر بخاطر فانی بودنش نیاز به یک قدرت برتر داره . این قدرت می تونه اسمش، جذب باشه یا نیروی ذهن یا قدرت واقعی و فوق العاده خداوند بزرگی که من اعتقاد دارم من رو آفریده و دوستم داره. این حس بهتری بهم میده تا اینکه بخوام از کائنات بخوام برام چیزی بفرستن. ولی باید یاد بگیریم از خدا بخواهیم . خدایی که آفریننده کائنات است ، خالق بی چون و چرای طبیعت زیبای بی پایان و کوههای مغرور .... راز زندگی من خداست. خدای مهربانی که من رو در آغوش می گیره و در تمام لحظه های زندگی ام ( زندگی هر کدوم از ما ) حضور داره و از من مراقبت می کنه. خدایی که وقتی صدای من رو می شنوه ، وقتی که خواسته ام رو براش طی یک نامه غیر رسمی ارسال می کنم ، بدون طی مراسم اداری و طولانی ، کارم رو انجام میده . احتیاج به منت کشیدن نداره . خوبیش اینه که از غرور تو خوشش میاد . از اینکه آدمی رو که خلق کرده جلوش می ایسته و باهاش حرف می زنه ، لذت می بره . راز زندگی ما خداست . خدا رو دریاب . بی خیال راز.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 18:7 توسط لیلا عباسی دزفولی |
|
|
Is it possible to go mountain? The mountain, the nice weather and good friends waiting for me to join them… I hope … I love mountain, I love my Great God that love me so much عاشق کوهم.. عاشق آسمون آبی پر ازابرهای پاره پاره، و عاشق باد خنکی که گونه های من رو نوازش می کنه و موهام رو پریشون می کنه .... عاشق خداوند بزرگ و مهربانی هستم که عاشق من است، شیفته تلاشی هستم که برای رسیدن به قله باید بکنم و از خستگی پاهام لذت می برم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 16:45 توسط لیلا عباسی دزفولی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سادگی بهار.. عاشق زندگی ، عاشق طبیعت عاشق کوه ..
در تکاپوی حضوری پررنگ تر ، در دنیایی که تنها لبخند ماه را به خاطر می سپارد :) |
| پیوندهای روزانه |
|
موزیک تیتراژهای تلویزیونی حافظ به وبلاگ حقوقی و تخصصی وکالت خوش امدید سیدعلی صالحی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|