تبليغاتX
دخترآسمان - حسنی نگو یه دسته گل
مهربان تر از نسیم، پرخروش تر از رود، مغرورتراز کوه
منوچهر احترامی           منوچهر احترامی

هنوز صدای مادرم رو می شنوم که توی ۳ سالگی شعرهای حسنی رو برام می خوند .... تمام کتاب رو از بر شده بودم . خاطرات کودکی من اگرچه به لطف جنگ و آوارگی در روستاهای اطراف دزفول بسیار ناچیز و حتی مهیب است و هرگز لحظه های ترس و دلهره  اون روزها را نمی تونم فراموش کنم ، اما آنچه به راستی تسلی بخش تمام لحظه های سخت کودکی ام بود ، شعرهای دلپذیر و نقاشی های زیبای کتابهای حسنی بود که همچون گرمای دلچسبی در سرمای روزهای زشت جنگ برایم مطبوع و دلچسب و بی نظیر بود . حالا هم که شاید ۲۳ سالی از اون روزها می گذره ، وقتی از بزرگ بودن و هیاهوی آدمهای بزرگ که برای بدست آوردن چیزهایی که اصلا هم قشنگ نیستند،خسته میشم ؛ میرم توی اتاقم و کتابهای حسنی رو میذارم جلوم و تبدیل به کودک مهربان و آرامی می شوم که برای خواندن کتابهای محبوبش لحظه شماری می کند. لذتی رو که از شنیدن کتابهای حسنی می بردم بقدری برام زنده و نزدیکه ، که  هر کودکی از آشناها و دوستهامون میان خونمون ، برای اینکه سرگرم بشن و لذت ببرن ، کتابهای حسنی رو براشون می خونم . و واقعا لذت می برن.... صدای خنده هاشونو که می شنوم ، نگرانی ها و دنیای بیرون رو فراموش می کنم و من هم با اونها لذت می برم و زندگی می کنم .

حالا منوچهر احترامی رفته و من فقط می تونم بخاطر تمام خاطرات زیبایی که شعرهای اون برام ساخته و خاطراتی که من سعی می کنم با خوندن شعرهاش برای بچه های کوچولویی که می شناسم ، بسازم؛ ازش تشکر کنم .

روحش شاد و قرین رحمت خداوند باشد.

 

منوچهر احترامی (۱۳۲۰ تهران - ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ تهران) طنزپرداز از قدیمی‌ترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان بود، که مجموعهٔ کارهای «حسنی نگو یه دسته‌‌گل» او از دههٔ ۶۰ تا امروز، با مجموع تیراژ چندمیلیونی همچنان یکی از محبوب‌ترین کتاب‌های کودکان به‌شمار می‌رود.

احترامی در مدارس مروی و دارالفنون دوران تحصیل را طی کرد و از دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. وی سال‌ها به عنوان طنزنویس با نشریات مختلف همکاری داشت و طی چندسال گذشته اغلب آثارش را در مجله گل‌آقا به مدیریت کیومرث صابری فومنی (گل آقا) چاپ می‌کرد. وی طنزنویسی را به طور جدّی از سال ۱۳۳۷ با مجله توفیق آغاز کرد و با مطبوعات دیگر و نیز رادیو و تلویزیون هم همکاری داشت. امضاهای مستعار، «م.پسرخاله»، «الف ـ اینکاره» و ... از امضاهای اوست.

احترامی مجموعه‌ای از این آثار را درکتاب «جامع الحکایات» منتشر کرد و چاپ بخشی از داستان‌های طنزش را در مجموعه «بچه ها، من هم بازی» تدارک دید. منوچهر احترامی تاکنون بیش از پنجاه عنوان کتاب برای کودکان نوشته و منتشر کرده که «حسنی نگو یه دسته گل» و «خروس نگو یه ساعت» و «خرس وکوزه عسل» و «دزده و مرغ فلفلی» و... از آن جمله‌اند.

آخرین مصاحبه احترامی به همت مینو صابری و توسط سایت خبری رادیو زمانه انجام گرفت.

وی در روز چهارشنبه، ۲۳ بهمن ۱۳۸۷ بر اثر نارسایی قلبی، در یکی از بیمارستان‌های  تهران درگذشت.

 

حسنی نگو یه دسته گل:

توي ده شلمرود
حسني تك و تنها بود

حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
 نه  مرغ زرد كاكلي
هيچكس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام

كره الاغ كدخدا
يورتمه مي رفت تو كوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يك  كمي به من سواري ميدي؟
-نه كه نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينكه من تميزم
 پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!

غاز پريد تو استخر
تو اردكي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينكه من
صبح تا غروب
ميون آب كنار جو
مشغول كار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
 ناخن دراز واه واه واه

در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو كوچه
جيك جيك كنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه كوچولو
كوچول موچولو
 مياي با من بازي كني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
 ببين چقد تميزه؟
 اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه

حسني با چشم گريون
 پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
 مياين با من بازي كنين؟
نه كه نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش كنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه

حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح كني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
 تر و تميز و تپل مپل

الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
 با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد كاكلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه كاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
 هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه مي‌گفت:
حسني برو تو كوچه
بازي بكن با جوجه
غاز مي‌گفت:
حسني  بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني  دیگه تنها نبود.

زنده یاد منوچهر احترامی

 

برای خواندن مطالب بیشتر در مورد زندگی و آثار وی می توانید به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://aftab.ir/lifestyle/view.php?id=101345

http://www.ketabnews.com/detail-4650-fa-17.html

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 14:43  توسط لیلا عباسی دزفولی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به سادگی بهار.. عاشق زندگی ، عاشق طبیعت عاشق کوه ..
در تکاپوی حضوری پررنگ تر ، در دنیایی که تنها لبخند ماه را به خاطر می سپارد :)

پیوندهای روزانه
موزیک تیتراژهای تلویزیونی
حافظ
به وبلاگ حقوقی و تخصصی وکالت خوش امدید
سیدعلی صالحی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پیوندها
تازه های روز...
پزشکی کوهستان
گروه کوهنوردی تاریانااهواز
آوازهای کوه(مشولی)
خاطرات همنورد
دنیای معکوس ( شیوا)
نوشته جات(علی مهرابی)
نشاط کوهستان(ستوده)
کوهنوردان(کارکنان و اساتید دانشگاه تهران)
کوه-فلسفه (منصوری)
فریدون مشیری
کلماتی از یک کوهنورد(مرتضی)
آناپورنا
من کوه تنهایی( حامد حصاری)
کوهستان حقیقت
فدراسیون کوهنوردی
آپلود عکس
محمد نوریان بازوند( حسابداری)
دل شکسته تنها (مسعود)
بیداریه(مذهبی اجتماعی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM